
برگشتم اما چون یک هفته نبودم حسابی میز کارم پر از گزارش و نامه شده بود که باید بهش رسیدگی میکردم که هنوزم درست کارهامو پیش نبردم که البته طبیعیه داشتم از آبشار وارک میگفتم اونقدر اون روز با اینکه ما صبح زود حرکت کردیم گرم و طاقت فرسا بود که ترجیح دادیم نیمه های راه برگردیم آن هم با فصاحت تمام شهرهایی مثل لرستان و شهرهای شمالی کشور از لحاظ شهرسازی ضعیف و منابع طبیعی هم که دارند به لطف خداوند تبارک نصیب این شهرها شده وگرنه این شهرها اگر منابع طبیعی مثل آبشار و دریا و جنگل نداشتند به معنای واقعی کل...
ادامه مطلب
دیگه به خاطر اینکه فردای تولدش باید برمیگشت و نمیشد که علاف کنی ساعت 5عصر رفتیم بیرون و کلید رو طبق قرار قبلی گذاشتم توی جاکفشی پشت درب و رفتیم خیابان گردی و بماند که چقدر حرص خوردم و اصلا خیابون گردی بهم مزه نداد دایم باید یواشکی جوای اس ام اسای خواهر شوهر هارو جواب میدادم الحمدالله هیچی رو بلد نبودن کجاست مثلا ...
ادامه مطلب