
داریم میریم خونه ی مادر قراره تولد فاطمه رو اونجا بگیریم تم امسال خداروشکر مشکی نداره تم قرمز سفید نیت دارم ایلیا و عرفان جفت پسر های خواهرام رو هم سوپرایز کنم دیشب با همسر بحث شد و منو جلو بچه هااااافاطمه صداشو برد و بالا و گفت بابا گمشو از یک طرف خوشحال شدم که درک میکنه و از طرفی دلم نمیخواست صداشو برای پدرش بالا ببره و اما دعوا سر خواهرم بودما برای پول ماشین جدیده 100 میلیون کم داشتیم و زهرا این پول رو با وامی که از طرف ازمایشگاه داده بودنش توی حسابش داشت و قرار بود که پول رو تو حساب بخوابونه...
ادامه مطلب
دیروز ظهر زنگ موبایلش زدم...
ادامه مطلب